مسافران زمین
هرگز خود را وابستۀ هیچ انسانی نساز. وابستگی و قیدو بند شما را از پروردگارتان بازمیدارد.
عشق و علاقه از وابستگی جداست. شما میتوانید یکدیگر را دوست بدارید و به هم عشق بورزید، ولی مالک هم نباشید.
چون به انسانی وابسته میشوید، او را تنها برای خود خواسته و برای یکدیگر مانع کمال میشوید. باید بیاموزید که انسانها مسافران زمینند و هرگز زندگی جاودانهای بر روی زمین ندارند .
پس اگر با این دید به یکدیگر بنگرید، برای هم همسفران خوبی خواهید بود. با عشق و علاقه و رها از وابستگی با یکدیگر زندگی میکنید و چون پروردگار یکی از شما را فراخواند، او را رها کرده و خود را نیز به خداوند میسپارید و تنها تسلیم امر پروردگار میشوید، که این برای شما بهتر است.
غافل نشویم
انسانها چون از یاد خدا غافل میشوند، به انواع وسوسهها دچار گشته و دچار ضلالت و گمراهی میشوند. هر گاه خود را اسیر وسوسههای شیطان میبینی، به خدا پناه ببر و از او مدد بطلب و چون راه درست بر تو آشکار شد، بیدرنگ از خطا بپرهیز و خود را در رنج میفکن.
بدان و آگاه باش: که خداوند انسانها را بدون دلیل بر سر راه یکدیگر قرار نمیدهد. چون انسانی در مسیر شما قرار گرفت، از او دستگیری نموده و رضایت خداوند را بر همه چیز مقدّم دارید که این برای شما بهتر است.
دین و کمال
« آیا دینها یرای طیّ طریق کافی هستند؟»
دینها همواره طریق بهتر زیستن و خدایی زیستن و راه به کمال رسیدن را به انسان نشان دادهاند ولی اینکه آیا دین به تنهایی برای طیّ طریق و پیمودن منازل کافی است یا نه، بستگی دارد که به آن چگونه بنگری. اگر به دین از این دیدگاه بنگری که تنها یک سری دستورات و آئینها برای بخشهای مختلف زندگی باشد، نه، نمیتواند تو را برای طیّ منازل همراهی کند بلکه میتواند زندگی سالمتر و هموارتری را به تو هدیه کند.
ولی اگر دین، عشق، گذشت و فداکاری و زندگی توأم با عشق را به تو بیاموزد و تو بتوانی در تمام مراحل زندگی عشق را سرلوحۀ کلیۀ اعمالت قرار دهی، کاری اساسی و عمده انجام دادهای و بیشتر مسیر را پیمودهای. و آنگاه اوست که هدایتکننده است و تو را راهنما خواهد بود.
پرورش عشق
عشق را در قلبت جستجو کن. به خودت تلقین نکن که عشقی نیست و قلبت خالی است. قلب تو سرشار از عشق است. همواره بوده است ولی راه بارور کردن آن را نمیدانی.
راه بارور کردن عشق، کشف عشق، ابراز عشق و پرورش عشق است. در قلب خود همواره در جستجوی عشق باش. به هر دلیلی. و آن را بیاب و پرورش ده تا نتایج آن را ببینی.
چرا
"نازپرورده تنعّم نبرد راه به دوست،
عاشقی شیوۀ رندان بلاکش باشد" ?
راه عشق، راه بلا و هجران است. آنگاه که بیداری اتّفاق میافتد، آنگاه که درمییابی از کجا آمدهای و به کجا باید برگردی، آنگاه که رنج دوری و هجران آزارت میدهد و هدفی جز وصل برایت نمیماند، تلاشی جدّی برای بازگشت به خانه آغاز میشود.
راه بازگشت پر نشیب و فراز است. طیّطریق، دشوار است. دشواریها از بلاها و امتحانات برمیخیزد. امتحانات برای غلبه بر نفس امّاره است. نفس و ذهن، تو را به راحتطلبی، تمایلات دنیایی و خودخواهی دعوت میکند و تو را برای غلبه بر این تمایلات، با دشواریها مواجه میکند. منیّتها تو را به عقب میراند و راه بازگشت و غلبه بر آنها همواره دشوار و صعب است.
اراده در طیّطریق نقشی مهم دارد. زیرا هنگامی میتوانی از هر کدام از منازل و دشواریها عبور کنی که با تصمیم قاطع و جدّی ، در مقابل آنچه تو را سعی در پایین کشیدن دارد، بایستی.
اگر چه بی مدد الهی، هرگز راه به سرمنزل مقصود نخواهی برد ولی تلاش و کوشش تو و همچنین اراده و تصمیم جدّی مبنی بر رسیدن به مقصود، راه را برای امدادهای الهی باز کرده و خواهی توانست، به وصل جانان برسی.
خواست خدا
راه خدا، راه صبر و انتظار است. صبوری بر آنچه ضدّ اوست. ضدّ راه اوست و ضدّ خواست اوست.
خواست خدا، خدمت بدون قید و شرط، بدون منّت و بدون منیِّت است. خدمتتان را با منّت گذاشتن، ملوّث نکنید تا روحتان به تیرگی نگراید.
چرا وعدۀ بهشت و جهنّم؟
هنگامی که خداوند قرآن را نازل فرمود، آن را وسیلهای برای هدایت بندگان به سوی خویش و برای نجات از گمراهی و آشکار شدن حق و حقیقت قرار داد. هر گاه انسانی هدایتی از پروردگارش خواسته است، به کتابهای آسمانی مراجعه نموده و به این ترتیب راه درست زیستن را از پروردگار خویش آموخته است.
اگر حقیقت را طالبی، بدان و آگاه باش که حقایق تنها نزد خداوند است. این که نمیدانی چه چیز درست و چه چیز غلط است و چه چیزهایی را باید بپذیری و از پذیرفتن چه چیزهایی امتناع کنی، میتواند برای تو تضادآفرین و مشکلساز باشد.
اما بدان که خداوند انسان را آفرید و برای هدایت او راهنمایانی گسیل داشت و بعضی از این راهنمایان را کتابهای آسمانی است که قوانین مدون پروردگار را به بشرابلاغ و او را به راه راست هدایت میکنند. از میان پیامبران آنها که حامل کتابهای آسمانی هستند، نزد پروردگارشان مقرّبترند. کتابهای آسمانی حامل پیام وحی بوده و قوانینی را برای زندگی بشر ابلاغ میکنند.
آنچه تو را در این زمان رهنمون میشود، این است که همچنانکه به کتب آسمانی مراجعه میکنی و از آنها هدایت میجویی، ممکن است بعضی از مطالب آنها را مطابق با خواستهها و ایدههای خود نیابی و در نتیجه در درون خود با آموختهها و باورهایت تضاد احساس کرده و خود را معلّق بین باورها احساس کنی. اما بدان و آگاه باش که خداوند بخشنده و مهربان است، بشر را به جهت خلیفةاللّهی آفریده، آغوش پروردگار به روی همۀ شما انسانها باز است و شما را به سوی خود میخواند.
تعدادی از انسانها نمیتوانند بخشش خداوند را درک نموده و از آن به عنوان وسیلهای برای مقاصد غیرانسانی استفاده میکنند و در بخشش خداوند، آزادی، برای رسیدن به همۀ اهداف و امیال نفسانی میجویند و خود را رها و فارغ از مسئولیت احساس میکنند.
بنابراین، آنچه آنها را راه مینماید، بیم و انذار است.آیا اندیشیدهای، چه تعداد انسانها، زندگیهایشان را با کژاندیشی و نادرستی هدر داده و عمر خود را تباه نمودهاند؟ آیا برای هدایت آنان، وسیلهای بهتر از بیم و انذار وجود دارد؟
اگر همۀ انسانها نفسپرستی را رها کرده و تنها دل به بخشش خداوند میسپردند، چه نیازی به بیم و انذار وجود داشت؟
رنج و بیماری
هر گاه انسانی را در رنج و بیماری غوطهور میبینید، بهتر آن است که برای وی دعا کرده و از خداوند برای وی خیر و سلامتی طلب کنید. خداوند بهترین کارگزار است. پس هنگامی که به او رو آورید، شما را هدایت نموده و به شما خیر و برکت عطا مینماید.
در حالیکه بیمارتان را به خدا وامیگذارید، بدانید که خداوند انسانها را به جهت کمال آفریده است و برای شما زندگی جاودانه مهیّا کرده است. پس هر چه در توان دارید، برای سفر خود توشه کرده و رو به سوی پروردگار آورید، که این برای شما بهتر است.
عنان اختیار
خداوند، تو را میآزماید. نه بدان جهت که محک زدن خود را فراموش کنی ، بلکه بدان جهت که بدانی، شیطان هر لحظه در کمین توست و بدانی که چنانچه خدا را به فراموشی سپاری، شیطان از دری دیگر وارد شده و عنان اختیار تو را به دست میگیرد.
بیاموز که در هر زمان و هر لحظه هوشیار بوده و عنان اختیار خود را از کف ندهی. حال که آموختی که همواره خود را محک زنی پس باید بدانی که قبل از خطا کردن متوجّۀ اشتباهاتت شده و خود را به گناه و خطا نیالایی.
مسلّمأ اگر قبل از اینکه خطایی مرتکب شوی، به درگاه پروردگارت رو آوری، بسیار بهتر از این است که پس از ارتکاب خطا به پروردگارت رو آوری. خداوند شما را میآمرزد و به راه راست هدایت میکند.
باشد که پند گیرید و به کار بندید.
حیات جاودان
خداوند، انسانها را در پناه خویش قرار میدهد و آنها را همواره نگاهبان و پشتیبان است. اگر رو به سوی پروردگار آورید، همانا به بهترین حیات دست یافتهاید.
اگر همواره یاد پروردگار را در قلبتان زنده نگاه دارید، این برای شما بهتر است.
خداوند بندگان خویش را دوست دارد و برای آنان حیات جاودانه مهیّا کرده است و زندگی دلپذیری را برای آنان خواهان است.
اگر برای حلّ مشکلاتتان رو به سوی پروردگار آورید، خداوند شما را راه مینماید و هدایت میکند.
هرگز از درگاه حق ناامید نباشید که ناامیدی از درگاه پروردگار، نشانۀ عدم شناخت ذات مقدّس خداوندی است.
همدلی
هر چه در راه رضای خدا انجام دهید، شما را به خداوند نزدیکتر کرده و برای شما، موجب شادی و نشاط و همدلی با سایر انسانها خواهد شد.
آنچنان زندگی کنید که نعمات پروردگار را تنها برای خود نخواسته و برای سایر انسانها نیز از آن سودی بجویید.
برای یکدیگر طالب خیر و نیکی بوده و در گزینشهایتان نیز، خیر یکدیگر را بجوئید.
آنچه را خداوند از نعمتها به شما بخشیده است، از آن پلی برای نزدیک شدن به پروردگارتان بسازید.
بی عدالتی
هر کس خود را در مقابلۀ با مشکلات رو در رو میبیند، بهتر آن است که به خداوند توسّل جسته و از او هدایت بجوید.
بدانید: خداوند بهترین کارگزار است و شما را به سوی خویش دعوت میکند.
بدانید: زندگانی دنیا تنها بخش کوچکی از حیات جاویدان است. پس بهتر آن است که عمرتان را بیهوده تلف نکرده و به کمال بیندیشید که این برای شما بهتر است.
بدانید: انسانها باید بر سر دوراهیها از بیعدالتی پرهیز کنند و همواره راهی را برگزینند که رضایت پروردگار در آن است.
دلتنگم
آیا برای وصل با خدا دلتنگی؟
دلتنگ مباش. خدا با توست. کنار تو. در هوای تنفّسی تو. نفس بکش! خدا را احساس نمیکنی؟
در نگاه تو. به آینه نگاه کن! عشق را در چشمانت نمیبینی؟ به آسمان نگاه کن! به زمین. به ستارگان . به درختان . به گلها. به هر چیزی که در اطراف توست. همه چیز رنگ و بویی از خدا دارد.
چرا دلتنگی؟ خدا را صدا کن! او سمیع و بیناست. هر لحظه در کنار تو و آمادۀ شنیدن صدای تو.
ندایش را نمیشنوی؟ او در غمی که در قلبت احساس میکنی، در اشکی که از چشمانت سرازیر است، در عشقی که وجودت را لبریز کرده ، هست.
خدا را صدا کن ! هر بار که صدایش میکنی، گوش فراده، به ندای قلبت گوش فراده، آرام باش، او حتّی در دلتنگی تو هست!
به آسمان نگاه کن! آیا در ابرهای زیبا، او را میبینی؟ در آبی آسمان. در تنوّع رنگ آسمان. شکوه عشق را در قلبت احساس میکنی؟
به هر کجا که بنگری، خدا را با همۀ زیباییها و شکوه میبینی.
اگر باچشم دل بنگری، هرگز دلتنگ خدا نخواهی بود. خداوند در همۀ لحظات و همۀ مکانها حضور دارد. تنها کافیست که با چشم بصیرت بنگری تا حضور مبارکش را در هر جایی احساس کنی.
خداوند هرگز بندگانش را تنها نمیگذارد و شما را با آغوش باز میپذیرد.
بهترین طریق وصال
خداوند همواره با توست. ندای تو را میشنود و برای تو هدایتی تعیین نموده است.
با او باش. هر لحظه با او باش.
برای سپری کردن لحظههایت با خداوند کافی است، از غیر او ببری. از هر چه غیر دوست، جدا شو. حتّی هنگامی که به کارهای دنیایی مشغولی، در قلبت یاد خداوند را زنده نگاه دار.
به او بیندیش. به شوق او کار کن. با یاد او گام بردار. هر لحظه با شوق و با عشق، تنها و تنها به اوبیندیش که این بهترین طریق وصال است.