از چالشها نهراسید
در مسیر عشق، چالشها و فراز و نشیبهای فراوانی پیش رو خواهید داشت. از چالشها نهراسید و در فرودها همواره خدا را به خاطر داشته باشید.
راستی و درستی و صداقت را از یاد نبرید که کژاندیشی، هرگز شما را به سرمنزل مقصود نخواهد رساند.
به افق روشن آینده نظر داشته باشید و همۀ نیرو و انرژیتان را به آن سو سوق دهید.
از قضاوتها نهراسید. به انسانها با عشق بنگرید و همواره به یاد داشته باشید که خداوند خود حامی بندگان بیپناه خویش است.
خداوند، از بندگان مخلص خویش حمایت میکند و همواره آنان را در پناه امن خویش جای میدهد.
عهد مقدّس
عهدها را مقدّس بشمارید. هنگامی که عهدی میبندید، به طرف مقابل خود قولی میدهید که بر اساس ارزشی که برای طرف مقابل قائل هستید، خود را پایبند به انجام عهد میکنید.
اگر طرف مقابل برای شما ارزشمند است و برایش احترام قائلید، آنگاه خود را ملزم به رعایت عهد و پیمان خواهید کرد و هیچ بهانهای نمیتواند شما را از انجام آن بازدارد.
برکات
خداوند، از نیّات قلبیتان آگاه است. از کاستیهایتان خبر دارد و نیازهایتان را میداند.
آنچه مقدّر شماست، برایتان پیش خواهد آمد. شما باید فقط توکّل کنید. هر کاری را به نام خدا و با اعتماد کامل به خدا انجام دهید و آنگاه برکات از هر سو به سوی شما سرازیر خواهد شد.
آنچه خداوند، برایتان از پیش فرستاده است، را گرامی بدارید، نعمات را شاکر باشید و همواره به داشتههایتان و برکاتی که شما را دربرگرفته، بیندیشید.
همانگونه که مادر برای هر لحظه از زندگی فرزندش، تعیین تکلیف و اعمال نظر نمیکند، خداوند نیز برای شما و انتخابهای شما، وارد جزئیّات نمیشود ولی مطمئن باشید که راههای مناسب در موقع مناسب، پیش روی شما گشوده خواهد شد. پس بر دادههای خداوند، شاکر باشید و با آغوش باز از مقدّرات استقبال کنید.
افسانه
برشماست، با مسائل آگاهانه برخورد کرده و در هنگام بروز مشکلات، برای آنها راهحلّ درست و منطقی بیابید. چارۀ مسائل را در موهومات و افسانهها جستجو نکنید بلکه با دید باز و آگاهانه با مشکلات برخورد کرده و چارهجویی کنید.
اگر میخواهید از رنجها رها شده و به آرامش و کمال و توازن و تعادل دست یابید، مسیر حقیقت را جستجو کنید و از حصارهای خودساخته رها شوید.
خدایان زمین
آنگاه که خدا را میخوانی، از هر چه غیر دوست بریده و تنها به او بیندیش. خدا، تنها دوست، تنها یار و همدم و تنها همراه همیشگی است. امّا این به این معنی نیست که از انسانها بریده و به آنها بها ندهی. آنها خدایان روی زمینند. خدا را در انسانها، در طبیعت و در عشق جستجو کن.
خدا در قلب انسانها جاری است. چون به قلبها نزدیک شوی، خدا را یافتهای.
تنهایی و خلوت، تنها زمانی میتواند برای تو مفید باشد که به نیاز دیگران پشت نکرده باشی. هنگامی که انسانها را با نیازهایشان تنها میگذاری، به جنبهای از وجودت که جستجوگر عشق و همدلی و وحدت است، پشت کردهای.
چگونه انتظار یافتن خدا را داری، در حالی که خدایان روی زمین را نفی میکنی. از خودت بگذر. اگر از همۀ رنجشها، کدورتها و خشمها چشمپوشی کنی. انسانها را با همۀ کوتاهیها و اشتباهاتشان ببخشی و با عشق به آنها، قلبت را وسعت بخشی، آنگاه خواهی توانست به آرزویت که همانا لقاء پروردگار و درک شادیبخش وحدت است، دست یابی.
آشتی پیشه کنید
بدانید: انسانها، پارههای تن یکدیگرند. با پارههای تنتان، چون قسمتی از وجود خود برخورد کنید. هنگامی که با مسئلهای مواجه میشوید، سعی کنید از طریق درست و منطقی و با تکیه بر عشق و انصاف و عدالت آن را حل کنید.
اگر شما را آسیبی رسیده است، خشم و کینه را فراموش کنید و با مهر و عدالت آشتی پیشه کنید. در همه حال به یاد داشته باشید، خداوند شما را مینگرد و از آنان که راه او را دنبال کنند، حمایت خواهد کرد.
نیایش عاشقانه
در صورتی میتوانی از عبادت، بهره ببری، که بی هیچ قید و شرطی خود را به خدا سپاری. در نیایش پروردگارت همینکه، به دنیا مشغول شوی، دنیا به سوی تو می آید. بایستی به یاد داشته باشی که چنانچه بدون قید شرط و بدون هیچ ترفندی تنها رو به سوی پروردگارت آوری، خداوند تو را محافظت خواهد کرد
به یاد داشته باش، عشق الهی لایزال است. پس عاشقانه نیایش کن. بدان که با چه کسی صحبت میکنی. با توجه و خضوع به پروردگارت روی آور. در نیایشت خللی وارد نیاور. با همۀ وجود و با همۀ عشق به درگاه پروردگارت رو کن.
بدان و آگاه باش که نگاه تو باید تنها متوجۀ خداوند باشد. در این صورت به هیچ چیزی نیاز نخواهی داشت. خداوند همواره پشتیبان بندگان خالص خود خواهد بود.
الهام
آیا کشفیات بزرگی چون نظریۀ نسبیت حاصل الهام بوده اند یا فعالیت ذهن؟
انسانها همواره در معرض الهامات از سوی پروردگار خویش بوده اند. در بحرانی ترین لحظات زندگی یک انسان خداوند همواره در کنار آنان بوده، آنان را هدایت کرده و به آنان در جهت نیل به هدفشان یاری داده است. اگر انسان را از منبع الهام جدا کنند، آنچه باقی می ماند تنها جسم خاکی اوست که فاقد هر گونه شعور ذاتی و عشق می باشد.
انسان بدون روح خدایی که منبع الهام اوست، همچون کویر تشنه ای است که از باران حیات بخش محروم مانده است. آیا تصور می کنید تنها با نیروی ذهن می توان بر آسمانها فرمانروایی کرد؟ اندیشۀ انسان تنها او را به ضلالت می کشاند و او را در سراب خود خواهیهایش غرق می کند. انسان بدون روح خدایی، چون مرده ای است که راه می رود و می اندیشد و او را هرگز به سرمنزل حقیقی راهی نیست. اندیشۀ انسان بدون وجود روح خدایی او، فاقد منبع الهام است و راهی جز گمراهی در پیش ندارد.
هر چه در توان دارید در جهت تحقق بخشیدن به آرمانهای الهی تان به کار بندید که خداوند برای شما خیر و نیکی را طالب است .
باشد که زندگانی دنیا، شما را در خود غرق نسازد و حقایق را دریابید که این برای شما بهتر است ، اگر بدانید و بکار بندید.
نوای غریبانه
آنگاه که نوای غریبانۀ کاروان از راه رسیده به گوش میرسد و آنگاه که شتران به بادیهها سرگردان میشوند و آنگاه که عرش به تلاش فرشیان مینگرد و آنگاه که وسوسۀ شیاطین انسانها را در بر میگیرد، بدانید: هر نفسی به آنچه از پیش فرستاده، آگاه است.
پس هرگز در عدالت خداوند شک نکنید و بدانید، خداوند بر دلهای بندگانش آگاه بوده و به شما ازخود شما نزدیکتر است.
شیعه یا سنّی؟
حق با شیعه است یا سنّی؟
حق تنها از آن خداوند است.
اختلاف شیعه و سنّی بر سر راه و روش پرستش خداوند است و منشأ اختلاف به خودخواهیها و انحصارطلبیهای عدّۀ خاصّی مربوط میشود.
اگر از دیدگاه اسلام، به این دو فرقه بنگریم، هر دو را شاخههای متّصل به یک تنه دیده و میتوان از اختلافات ناچیز آنها صرفنظر کرده و به دیدۀ امّت واحده به آن نگریست.
باشد که در مسیر هدایت خداوند به دور از هر گونه اختلاف و تفرقه تنها با توجّه و اخلاص به خداوند، مسیر کمال بپیمایید و از حیات جاودان بهرهمند شوید.
واقعیّت وجودی
بدان و آگاه باش: انسانها آنگاه که در جایگاه تصمیمگیری قرار میگیرند، در واقع، واقعیّت وجودی خویشتن را به نمایش میگذارند.
بدان: انسانها آنگاه که چیزی را مطابق میل و عقیدۀ خود نمیبینند، با آن مخالفت کرده و خود را در هر صورت، محق میدانند.
چون به خداوند یگانۀ بیهمتا پناه میبری و او را در همۀ امور ملجأ خود میدانی، از هیچ چیز بیم به دل راه نده.
بدان: خداوند بندگان خویش را با وجود عقیدههای گوناگونشان دوست دارد و هدایت آنها را خواستار است.
تعدّد زوجات
چرا تعدّد زوجات؟ چرا چهار همسر؟
در دنیای عرب تعدّد زوجات یک رسم دیرینه بوده و عربها همواره تعداد زیادی همسر اختیار کرده و گاهی آنان را رها کردهاند، بدین جهت خداوند با این روش، آنان را محدود نموده و تنها با شرط رعایت عدالت، که برقراری عدالت نیز کاری دشوار میباشد، به این رسم دیرینه خاتمه داده است.
به جز اعراب، در سایر ممالک، بهتر آن است که از سنّتهای خود پیروی نموده و چنانچه این دستور مغایر با آئین ما میباشد، برطبق آئین و روش خود عمل نموده و از تعدّد زوجات خودداری نمائیم.
آئینهای ما، معمولا، بر اساس خصوصیات جغرافیایی بومی هر منطقه بوده و چنانچه آئینی با خصوصیّات ما تطابق بیشتری دارد به آن عمل نمائیم.